از چی می‌ترسی!؟

– آقا واستا کارت دارم
– چیکار داری؟!
– یه دقیقه صبر کن خب

طرف مونده بود می‌خوام باهاش کاری بکنم مثلا بزنمش یا … نمی‌دونم خلاصه که در رفت!

اگر در نمی‌رفت لااقل بقیه پولشو که از دکه یادش رفته بود بگیره می‌گرفت!

نوشتن دیدگاه

سال نو مبارک

سلام.

سال نو مبارک. یه‌عده از بچه‌ها می‌گفتن (البته با من خیلی همکفر نیستن بعضی‌هاشون) سال پیش که سال بدی بود ان شا ا… امسال سال خوبی باشه.

هر سال خوب است اگر بخواهیم. هر روز خوب است اگر بخواهیم.

سالتون پربار و پر نعمت.

درپناه حق

Comments (2)

معضل جوانان؟!!

بچه‌ها بریم امشب سالن فوتبال!

– برو بابا خونه خالی رو ول کنم بیام فوتبال؟!
– سیگارتو روشن کن بابا دلت خوشه…
– می‌پره بابا هرچی زدم امشب می‌پره جون ما بی‌خیال
– حاجی دیروقته باید برم خونه.
– خوابم میاد!
-شب جمعه‌اس ولمون کن بابا!

و خلاصه…

هزار و یک دلیل که اگه به همشون فکر کنی می‌بینی ما جوونا اسیر چه چیزهایی شدیم و هستیم. البته بگذریم از این‌که هزینه ورزش کردن بسیار بسیار گران و گزاف است. برخلاف اون هزینه دخانیات و مواد مخدر تا دلت بخواد ارزون …

خب دیگه حالا اگه دلت گرفت همون سیگارتو روشن کن!

نوشتن دیدگاه

آلودگی صوتی؟! بوق بوق،‌ بوم بم

می‌بینی تاکسی داره مسافر می‌زنه چرا بوق می‌زنی؟ همیشه از این جریان ناراحت می‌شم. آخه آدم عاقل با بوق زدن تو چه اتفاقی میوفته؟ جز اینکه هم جلویی دست پاچه می‌شه هم الکی چهارتا فحش می‌دی یا اون فحش می‌ده. کلا ما ایرانی‌ها ۳ ثانیه پشت یک ماشین دیگه منظر بشیم دستمون رو روی بوق می‌ذاریم. فرقی نداره چی باشه اتوبوس باشه تریلی باشه و … همه دوست دارن بوق بزنن انگار که امتیاز داره!

پشت چهارراه واستاده هنوز چراغ سبز نشده پاشو گذاشته رو گاز …قااااااااااااااااااااااااااااااان!!! پیاده شو باهم بریم. این شرط عقل اصلا تو ایرانی جماعت وجود نداره همه به‌نوعی ش ا ش دارن.

توی خط آزادشهر واستاده و تاکسی خطی اونجاست. همه چیز بر اساس صفه و … عربده می‌زنه «خانوم آزاد شهر؟! آقا آزادشهر؟!» خب پسر خوب اگه کسی بخواد بره اون مسیری که تو عربده می‌زنی خودش می‌دونه تاکسی خطیا همون‌جایی هستن که تو هستی خود به‌خود میاد. دیگه عربده زدن نداره.

نزدیک چهارشنبه سوری است همه از پیر و جوون دستشون ترقه است. بعضا هم که بمب دستشونه. آقا بندازین کسی نمی‌گه نندازین آتیش بازی کنین دورهم باشین اما جایی بندازین که خودتون هستین نه هزار نفر دیگه شاید یکی خوشش نیاد. آقا بندازین نه ساعت ۲ ظهر، بابا ملت خوابن کپ می‌کنن وقتی ترقه می‌ترکونی، هزار و یک فحش و نفرین رو برای خودت نخر!

دیگه چی بگم از این جماعت؟! شدم ملول!

Comments (1)

خیابان / شماره ۱

سلام.

موضوع بحث همیشه‌گی : تاکسی‌های خطی!

نمی‌دونم دیدید یا نه اصولا این تاکسی‌های به اصطلاح خطی فکر می‌کنن صاحب خیابون، مسافر و کلا جاده مورد نظر هستن. مثل همیشه دعوا سر مسافر!

داشتم می‌رفتم سمت خطی‌ها یک ماشین ایستاد دوتا مسافر زد.

– مادر فلان فلان شده گمشو از تو خط ما
– خواهر فلان فکر کرده چه خبره
– برو !@# تا لهت نکردم!
(مقدار زیادی چشم غره به طرف)

خلاصه این‌که روزی رسون رو مسافر می‌دونن نه خدا!

از ماشین پیاده شدم اون دست خیابون یک ماشین ترمز زد صدای بلند مداحی! آخه برادر محترم و عزیز آلوده‌گی صوتی ایجاد نکن … این به اصطلاح مداحی (که به اغلب این مداحان ایراد وارده) فرقش با موسیقی غیر مجاز که بووم بووم می‌کنه چیه؟! جفتش داره آلودگی صوتی ایجاد می‌کنه. صرف این‌که این از امام حسین می‌خونه مجوز می‌شه مردم رو آزار بدی؟! نکن داداش. گذشته از اون ایام عزا تموم شد شورشو در نیارین دیگه. دو روز قبل تو ماشین یه مداح نشستم اتفاقا کارتش رو هم بهم داد. آهنگ بندری گذاشته بود! اون‌که مداحه وقتی ایام عزا تموم می‌شه دیگه نوحه خونی و عزا رو می‌ذاره کنار…

ای داد بیداد از این زمونه…

نوشتن دیدگاه

آغاز

سلام…

آغاز همیشه سخت است. یافتن جملاتی من باب آغاز نوشتن آن‌هم از نوع دل نوشت‌اش بسیار سخت‌تر…

باشد که باشیم، بنویسیم، از دل بگوییم و بر دل نشینیم.

یا حق.

نوشتن دیدگاه